تبليغاتX
بهار آرزو -

می روم........

یعنی باید بروم چون سرنوشت خواسته است تا سفر کنم.همیشه سرگردان بوده ام

 و نامراد  و حاصلش نامهربانی زیادی که دیدم و روا داشتم.هیچوقت هم شاعر

نشدم.تا مدتی میتوانم حرفهای شما را بشنوم . 

از همه ستاره هایی که راهم را روشن کردند خیلی ممنونم

و از همه ی خورشیدهایی که در نورافشانی شان فضولی کردم حلال خواهی می کنم.

خدا نگهدار------------------ آرزو .م

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 12:48  توسط آرزو .م  |