تبليغاتX
بهار آرزو - بلاي جان
به هواداري چشم تو

دلم به خماري مي زند و

نصفه نيمه قلبم را مي دواند

كاش دل تو هم حرف حساب سرش مي شد و

چشمهايت را بلاي جانم نمي كرد

ولي ...آئينه در مقابل من" حاشا نمي داند"

هر چند ترا به سر مي گرداند

نه مثل اينكه از غزل متاثر شدم و يادم رفته كه تو

هميشه همين سنگ خارا هستي كه بودي و من

زلالي در گذر

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 15:28  توسط آرزو .م  |