خاطره ی ان/دامت را
در جلو دار و ندارم پهن کردی
این پهن بود و یا آنِِ تو که پهن سای
از خاندان پاک سرگین
از پس و پیش کرده بودی؟
به پشتکارت انداختی و
من هم به پشتکارت.
تو که می روی
به خر/امان رفتنت میدهم لنگان لنگان.
این که امروز فرو میرود در گیجگاه من
روزی مرکز ثقلی بود اما در آهیانه ی تو
آنروز حق با تو بود و امروز هق هق
درقفسی فرو می رفت ممددددد
تو که میروی حواله ات
به بانک بی پشتوانه ی پارسی/ان
همیشه گفته ام
یا تو یا/ ئسگی ام را دریاب.