با تو از حوالی دل
عبورت را سرمه می خواست
چشمانم
هر از گاهی چند
که دلتنگ می شوی مرا
نی ها ی شاکی
دادگستری را نشانه می پرسند
وقتی دلتنگیم سرریز می شود ترا
عبورت را از حوالی دل
سرمه می شود ...
خوشا از تو عشق ترینم !
کاشکی همچنان خواب می ماندم و واقعا داستان من و تو همینجوری کش می آمد
ولی همیشه میگن واقعیت تلخه