تبليغاتX
بهار آرزو
 

 

با تو از حوالی دل

عبورت را سرمه می خواست

چشمانم

هر از گاهی چند

که دلتنگ می شوی مرا

نی ها ی شاکی

دادگستری را نشانه می پرسند

وقتی دلتنگیم سرریز می شود ترا

عبورت را از حوالی دل

سرمه می شود ...

خوشا از تو عشق ترینم !

کاشکی همچنان خواب می ماندم و واقعا داستان من و تو همینجوری کش می آمد

ولی همیشه میگن واقعیت تلخه

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 0:30  توسط آرزو .م  |