عاشقت می شوم /شدمت
چه می کنی بی من بودنت را
وقتی که در دلت دلتنگی آژیر می برد
تویی را با اورژانس
آه بی تویی ها مرا به تیمارستان رسانده اند
یادم به خیر وقتی سر عقل بودم شاید هم
سر حال
عا شق روي جواني خوش و نو خواسته ام
وز خدا شادي اين غم به دعا خواسته ام ...
ولي ميگن كه نميشه برو ضامن و سفته و ...بيار
اي با تو من گشته بسيار
در كوچه هاي نجابت ....
خيلي بي وفايي كه احوالي نمي پرسي نه ؟
به رنگ قالي پا خورده نخ نما شده ام
دگر به چشم تو بي رنگ و بي بها شده ام
.....
....
كجاست الفت آن دست هاي پينه زده
كه هستيم بدهد گر چه بوريا شده ام
......
اين هم دوبيت شيرين از محمد علي بهمني
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
تو نبودي ....
ميگن اين شعر تا اينجا مال يزيد بن معاويه ملعونه و حافظ از چه كسي شعر تضمين كرده نه ؟
بعضي هام ميگن خيلي قشنگ انجام شده و از خود شعر يزيد قشنگتر شده تا جائيكه يزيد به شك افتاده كه اين شعر مال خودشه يا حافظ بعضيام ميگن يزيد گفته كه من شعر حافظ رو تضمين كردم (اونموقه هنوز حافظ به دنيا نيومده بود )بهر حال خيلي ميگن. من كه جهنم نرفتم بپرسم هر كي رفته راسشو بگه چي ؟شمام نرفتين خب باشه ايشالله گذرتون نخوره به گردنه اوني كه ميگه !!!
دوستان نازنين
خيلي دوست داشتم
از دريچه اي رو به شما
دلم را به پرواز در بياورم
شايد باور نكنيد
هوائيتان شده دلم
بي قرار و سر به زير...